العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
11
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
آوردن كافر شدند ، نابود شوند گروه كافران ! عمر بن سعد به ياران خود گفت : واى بر شما ! جواب او را بگوئيد ، زيرا حسين پسر پدرش على است . به خدا قسم اگر حسين يك روز ديگر اين طور در مقابل شما توقف كند و سخنرانى نمايد خسته نخواهد شد . پس با او سخن بگوئيد . شمر بن ذى الجوشن جلو آمد و گفت : يا حسين ! اين چه سخنانى است كه ميگوئى ؟ كاملا بما بفهمان تا بفهميم . امام حسين فرمود : من ميگويم : از پروردگار خود بترسيد و مرا شهيد ننمائيد ، زيرا شهيد كردن من براى شما حلال نيست - هتك حرمت من براى شما صلاح نيست . زيرا من پسر دختر پيامبر شما هستم ، جده من خديجهء كبرا است كه زوجهء پيغمبر شما بود و شايد به گوش شما رسيده باشد كه پيامبر شما در بارهء ما فرموده : حسن و حسين دو بزرگ اهل بهشت هستند . شيخ مفيد مينويسد : امام حسين عليه السلام اسب خود را خواست و پس از اينكه بر آن سوار شد با بلندترين صدا فرمود : اى اهل عراق ! - و اكثر آنان ميشنيدند - ايها الناس سخن مرا گوش كنيد . در كشتن من عجله نكنيد ، تا آن حقى كه شما از نظر موعظه بر من داريد ادا كنم و عذر خود را بر شما روشن نمايم . اگر به انصاف با من رفتار كنيد با سعادتترين افراد خواهيد بود . و اگر به انصاف رفتار نميكنيد پس رأى خود را متحد كنيد كه مبادا بعدا اندوهگين شويد . سپس هر قضاوتى كه ميخواهيد در بارهء من بكنيد و مرا مهلت ندهيد ، زيرا ولى و سرپرست من آن خدائى است كه قرآن را نازل كرد و او است كه متصدى امور نيكوكاران است . سپس حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و خدا را آن طور كه اهليت دارد ياد آور شد و صلوات به پيغمبر و ملائكه و پيامبران فرستاد . آن بزرگوار سخنرانى كرد كه هرگز قبل از آن و بعد از آن بليغتر از آن شنيده نشده بود . بعد از آن فرمود : حسب و نصب مرا بنگريد و نظر كنيد : من كيستم ، سپس بنفس خودتان مراجعه كنيد و آن را مورد عتاب قرار دهيد و نگاه كنيد آيا